به گزارش ردکارپت فیلم: کارگردان مستند «اشغال جزایر» از آثار حاضر در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر بیان کرد که این مستند حاصل یک پژوهش ۱۵ تا ۲۰ ساله است.
داود مرادیان کارگردان و تهیهکننده مستند «اشغال جزایر» که در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر حضور دارد درباره این اثر بیان کرد: از دوران نوجوانی و با مطالعه کتابی از پیروز مجتهدزاده درباره جزایر خلیج فارس به این موضوع علاقهمند شدم. هرچند در آن زمان هیچیک از این جزایر را از نزدیک ندیده بودم اما این علاقه بهصورت ذهنی و مطالعاتی در من شکل گرفت و باقی ماند.
وی اضافه کرد: در طول حدود ۱۴ سال، تقریباً به تمامی جزایر ایران و مناطق مرتبط سفر کردم و این رفتوآمدها بهتدریج دغدغه ساخت مستندی درباره جزایر سهگانه را در من جدیتر کرد.
مرادیان مطرح کرد: واقعیت این است که طی سالها، امکان تحقق این پروژه فراهم نمیشد. به نظر میرسید مدیران فرهنگی علاقه یا جسارت کافی برای ورود به موضوع جزایر سهگانه و مسئله مالکیت ایران را نداشتند. با وجود تلاشهای مکرر، پروژه بارها متوقف شد.
وی اضافه کرد: در سال ۱۴۰۱ زمانی که بهمدت یک سال مدیریت مستند در «روایت فتح» را بر عهده داشتم، تصمیم گرفتم بهطور جدی این پروژه را آغاز کنم. حتی پیش از آن از سال ۱۳۹۸ دو تیم تحقیقاتی و تولیدی در اوج کار را شروع کرده بودند؛ آنها مصاحبههای خوبی گرفته بودند اما به دلیل نداشتن تصاویر مناسب، پروژه متوقف شده بود. با فراهم شدن تصاویر مناسب مصاحبهها هنوز کامل نشده نبود. این ناهماهنگیها باعث توقف کار شد.
این تهیهکننده اظهار کرد: پس از پایان همکاریام در سال ۱۴۰۲، اعلام شد که تمامی پروژههایی که زمان مدیریتم آغاز شده بودند، متوقف میشوند. در این شرایط، با وجود مشکلات مالی فراوان، شخصاً پروژه را خریداری کردم و هزینه آن را بهصورت تدریجی و با سختی بسیار پرداخت کردم.
کارگردان «اشغال جزایر» توضیح داد: سپس احسان محمدحسنی به پروژه ورود کرد و پیشنهاد داد که کار به سازمان اوج منتقل شود. با انتقال پروژه به اوج و با توجه به وجود بخشی از مصاحبههای قوی، تولید مستند مجدداً آغاز شد. این مستند حاصل یک پژوهش ۱۵ تا ۲۰ ساله است. علاقه من به موضوع صرفاً مقطعی یا پروژهمحور نبود؛ پیش از آغاز رسمی تولید، سالها با سوژه زندگی کرده بودم. منابع مکتوب متعددی، بالغ بر ۲۰ تا ۳۰ منبع معتبر، در کتابخانه شخصیام داشتم که همگی را مطالعه کرده بودم.
وی ادامه داد: این از آن دست سوژههایی است که با تمام وجود سراغش میروید. هدف من ارائه نگاه ایدئولوژیک یا صرفاً سیاسی و مذهبی نبود. تمرکز اصلی بر سه محور بود؛ اول، معرفی دقیق و عینی جزایر برای مخاطب، دوم پاسخ مستند به این پرسش که چرا این جزایر متعلق به ایران هستند و نه امارات و سوم، بررسی کامل و مستند موضوع بر اساس اسناد معتبر تاریخی.
این مستندساز با اشاره به اسناد تاریخی مورد استفاده در این اثر عنوان کرد: در ابتدا وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پس از حدود ۴ ماه اعلام کرد که به دلیل ملاحظات سیاسی با بریتانیا، حتی یک برگ سند نیز در اختیار پروژه قرار نخواهد داد. پس از این محدودیت، بررسی کردیم و متوجه شدیم که کشور قطر بخش عمدهای از اسناد مرتبط با خلیج فارس را از آرشیو ملی بریتانیا خریداری کرده، دستهبندی و دیجیتالسازی کرده و بهصورت رایگان در اینترنت منتشر کرده است. این اسناد شامل دستنوشتهها، گزارشهای دریاسالاران، نامههای رسمی و مکاتبات تاریخی است و قابلیت جستوجوی کامل دارد.
مرادیان گفت: شیخنشین شارجه نیز که یکی از طرفهای دعوا محسوب میشود، بخشی از همین اسناد را خریداری کرده و در قالب کتاب منتشر کرده است. این منابع نیز برای پژوهش بسیار مفید بودند.
وی با بیان اینکه دعوای اصلی ما نه با امارات، بلکه با بریتانیاست، توضیح داد: این مستند، دفاعی مستدل و متقن از تمامیت ارضی ایران است که بدون استفاده از حتی یک برگ سند از آرشیو وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ساخته شده و کاملاً بر اسناد ملی بریتانیا و منابع معتبر بینالمللی استوار است. برخلاف بسیاری از آثار مشابه، مستند ما متکی بر تصاویر آرشیوی صرف نیست؛ بلکه بر پایه تصاویر طبیعی و میدانی از تمامی جزایر مورد بحث ساخته شده است.
این مستندساز در بخش دیگر گفت: از بسیاری از این جزایر، بهویژه جزایری مانند تنب کوچک و بزرگ، تاکنون تصویر چندانی منتشر نشده است. بخشهایی از این مناطق ماهیت نظامی دارند، هرچند همه آنها نظامی نیستند. با این حال، با توجه به ارتباطی که با نیروی دریایی داشتم، موفق شدم مجوزهای لازم را دریافت کنم و به این جزایر سفر کنم. بنابراین بخش مهمی از مستند مبتنی بر تصاویر میدانی و واقعی از خود جزایر است.
مرادیان اظهار کرد: از نظر آرشیوی، اساساً ما با فقر تصویر مواجه هستیم. تقریباً از دوران پیش از پهلوی دوم و حتی بخش زیادی از دوره پهلوی دوم، تصاویر مستندی از این جزایر در دسترس نیست. حتی از بندرعباس هم تصاویر چندانی وجود ندارد. بنابراین تکیه اصلی ما بر تصویربرداری تازه و حضور مستقیم در مناطق بوده است.
این کارگردان با اشاره به برخی نقدها برای حضور در جشنواره فجر توضیح داد: من نه تنها نگاه انتقادی به جشنواره ندارم، اتفاقاً معتقدم باید پشت این جشنواره ایستاد.
وی اضافه کرد: اگر بخواهیم جشنوارههایی مانند کن یا مراسم اسکار را الگو قرار دهیم و همان رفتارها را تکرار کنیم، به نظرم کار بیمعنایی است. تمام جشنوارههای معتبر دنیا، جشنوارههای حاکمیتی هستند. این حرف را من نمیزنم؛ از مارکوزه گرفته تا بسیاری از نظریهپردازان جامعهشناسی هنر بر این موضوع تأکید کردهاند. هر کسی که بگوید «جشنواره مستقل» یا «جشنواره صرفاً هنری» داریم، بهنوعی دچار سادهانگاری است.
این مستندساز تصریح کرد: جشنوارهای مانند کن که خود را مدعی فرم و زیباییشناسی میداند به فیلمی بهشدت مبتذل نخل طلا میدهد و همان فیلم در چند بخش از اسکار نامزد میشود، این رویکرد جشنوارههای معتبر دنیاست پس چگونه توقع داشته باشیم در جشنوارههای خودمان منافع ملی نادیده گرفته شود. منافع ملی حتما مقدم بر بحثهای صرفاً فرمی است.
وی اضافه کرد: به نظر من، این اتفاق مثبت امسال در جشنواره فجر رخ داده است. برخلاف برخی دورهها و برخلاف تجربههایی مانند «سینماحقیقت»، اینبار منافع ملی بر منافع مدیریتی کوتاهمدت ترجیح داده شده است. توجه به فیلمها، حضور فیلمسازانی مانند محمدحسین مهدویان و نوع گفتگوهایی که شکل گرفته، همگی نشاندهنده توجه جدی به منافع ملی است.
وی با تشکر از انتخاب فیلمش در جشنواره ملی فیلم فجر تصریح کرد: من نمیدانستم فیلم در کدام بخش قرار میگیرد و به نظرم انتخاب این فیلم نشاندهنده درک درست شرایطی است که کشور درگیر چالشهای جدی با دشمنان است و دفاع از تمامیت ارضی در این شرایط اهمیت دارد.
مرادیان درباره فضای فیلم اظهار کرد: مستند «اشغال جزایر» کاملاً ملیگراست و فراتر از جناحبندیهای سیاسی و ایدئولوژیک قرار میگیرد. در فیلم شخصیتهایی مانند تیمورتاش بهعنوان شهید جزایر مطرح میشوند.
وی در پایان با اشاره به حضور ناو آمریکا عنوان کرد: به نظر من، وقتی ناو آمریکایی در خلیج فارس لنگر انداخته، دیگر زمان بحثهای جزئی درباره رنگ تصویر، نوع دوربین، صدای نریشن یا ایرادات فرمی مرسوم جشنوارهای نیست. اینجا زمان تقویت حس ملیگرایی است. به نظرم امسال یکی از خاصترین جشنوارههای ۱۵ تا ۲۰ سال اخیر را شاهد هستیم. من حتی فارغ از کیفیت فیلمها، از خود جشنواره و از این حجم حس ملیگرایی واقعاً لذت میبرم.

بدون دیدگاه