دیدن این ۱۰ فیلم آرامش بخش مخصوص روزهای بسیار بد شماست

به گزارش ردکارپت فیلم:  بسیاری از مردم به سراغ فیلمی می‌روند که به آن‌ها اجازه می‌دهد از مشکلات خود فرار کنند. فیلمی که باعث می‌شود حس کنید انگار همه چیز خوب بوده و هر شرایط بدی که دارید بزودی تمام خواهد شد. فیلمی که به نوعی به بالا بردن روحیه شما کمک می‌کند.
وقتی روز بدی را پشت سر گذاشته اید، احتمالاً به دنبال چیزی می‌گردید که خیالتان را راحت کند و به شما آرامش ببخشد. این کار می‌تواند خواندن کتاب مورد علاقه، گوش دادن به آهنگی که خاطرات خوب را زنده می‌کند، یا نوعی از سرگرمی باشد که شما را شاد می‌کند.

تماشای مجدد قسمت‌هایی از یک سریال تلویزیونی مورد علاقه نیز می‌تواند حال و هوای بهتری به شما بدهد. برای بسیاری از افراد، تماشای یک فیلم چیزی است که بیش‌ترین آرامش را برای آن‌ها به ارمغان می‌آورد زیرا به آن‌ها کمک می‌کند تا از مشکلات دنیای واقعی خود فرار کرده و به دنیایی خیالی بروند که در آن تنها شخصیت‌ها اهمیت دارند.

بسیاری از مردم به سراغ فیلمی می‌روند که به آن‌ها اجازه می‌دهد از مشکلات خود فرار کنند. فیلمی که باعث می‌شود حس کنید انگار همه چیز خوب بوده و هر شرایط بدی که دارید بزودی تمام خواهد شد. فیلمی که به نوعی به بالا بردن روحیه شما کمک می‌کند. چه به این دلیل که خنده دار است و چه به این دلیل که احساسات قوی را برمی انگیزد، یک فیلم آرامش بخش به تغییر روز شما کمک می‌کند. پس اگر روز بدی داشته‌اید این ۲۰ فیلم را تماشا کنید.

۱۰- The Perks of Being a Wallflower (۲۰۱۲)

 

بر اساس کتابی به همین نام، فیلم The Perks of Being a Wallflower نگاهی به زندگی پسر نوجوانی به نام چارلی است که در حاشیه مانده و تلاش‌های او برای پیدا کردن دوست بی‌فایده است، تا اینکه با دو دانش آموز بزرگ‌تر از خود به نام‌های سم و برادر ناتنی‌اش پاتریک دوست می‌شود. آن‌ها مربی زندگی او می‌شوند و به او در کشف لذت‌های دوستی، موسیقی و عشق کمک می‌کنند.

همه در دوران نوجوانی‌شان با مشکلی دست و پنجه نرم می‌کنند. چه کمبود اعتماد به نفس باشد، چه مشکلات خانوادگی، و چه مشکل در دوست یابی، همه در نوجوانی با معضلی دست و پنجه نرم کرده اند. در حالی که مشکلات خاص چارلیز (لوگان لرمن) ممکن است مانند بقیه نباشد، تمایل او به تعلق و ایجاد دوستی‌های پایدار چیزی است که هر کسی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. سم (اما واتسون) و پاتریک (ازرا میلر) به شدت از چارلی حمایت می‌کنند و تصمیم دارند سال اول دبیرستان او را ارزشمند و پر از خاطرات خوش کنند.

۹- Crazy, Stupid, Love (۲۰۱۱)

دیوانه، احمق، عشق یک کمدی رمانتیک با بازی ستارگانی مانند استیو کارل، رایان گاسلینگ، اما استون و جولین مور است. وقتی کال ویور (کارل) متوجه می‌شود که همسرش امیلی (مور) به او خیانت کرده و می‌خواهد طلاق بگیرد، ناگهان خود را بالای ۴۰ سال و مجرد می‌بیند. کال در دنیای همسریابی سرگردان می‌شود تا اینکه با مرد خوش قیافه و زنباره به نام جیکوب (گاسلینگ) آ شنا می‌شود، کسی که به او یاد می‌دهد که چگونه دل زنان را برباید.

گروه بازیگران بهترین بخش این فیلم است. همه بازیگران به خوبی با هم کار می‌کنند و کشش متقابل باورپذیری دارند. زمان‌بندی کمدی هر شخصیتی بی‌نقص است و در حالی که این فیلم یک کمدی است، طنز آن هوشمندانه است نه احمقانه. وقتی رویارویی بزرگ بین کال، امیلی، جیکوب و هانا در خانه ویور اتفاق می‌افتد، هم کاملاً عصبی کننده و هم کمی غم‌انگیز است.

از یک سو، درگیری با دیوید لیندهاگن (کوین بیکن) خنده دار است. از سوی دیگر، هیچ کس آن روز خانه را با خوشحالی ترک نمی‌کند. پسر کالینز متوجه می‌شود که دختری که دوست دارد در واقع عاشق پدرش است، جیکوب در می‌یابد که کال، پدر هانا است و کال از رابطه آن‌ها خشمگین است، و امیلی نمی‌داند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. با این حال، این اتفاقات زنگ بیدارباشی است که می‌گوید کال باید دوباره خانواده‌اش را دور هم جمع می‌کرد.

۸- tick, tick… BOOM! (۲۰۲۱)

باورش سخت است که یک فیلم زندگینامه‌ای درباره یک نمایشنامه‌نویس مشهور که در سن ۳۵ سالگی به طرز تراژیکی از دنیا رفت، بتواند فیلمی ایجاد کننده حس آرامش باشد، اما تیک، تیک… بوم! موفق به انجام این کار می‌شود. اندرو گارفیلد در این فیلم نقش جاناتان لارسون، موسیقی‌دان و نمایشنامه‌نویسی را بازی می‌کند که وقتی ۳۰ساله می‌شود برای موفق شدن احساس فشار می‌کند.

جاناتان که کارگاه جدیدی را آخرین فرصت خود برای رسیدن به این موفقیت می‌داند، بیشتر وقت خود را صرف آماده‌سازی برنامه‌اش می‌کند و این موضوع نه تنها باعث درگیری‌های ارتباطی بین او و عزیزانش می‌شود، بلکه او را به تردید نسبت به خود نیز سوق می‌دهد.

در حالی که شاید این فیلم گزینه مناسبی نباشد اگر فقط به دنبال چیزی صرفاً شاد و سرحال‌آور هستید، این فیلم برای در نظر گرفتن همه چیز و نشان دادن اهمیت خوش بین ماندن فوق العاده است. در حالی که این فیلم به موضوعات بسیار سنگینی می‌پردازد، بازی فوق العاده گارفیلد و موسیقی شاد فیلم، آن را به یک تماشای فوق العاده تبدیل کرده است، به ویژه زمانی که به مقداری انرژی برای ادامه دادن نیاز دارید.

۷- Before Sunrise (۱۹۹۵)

ریچارد لینکلیتر یک چهره برجسته در چشم‌انداز سینمای مستقل است. با ساخت فیلم‌هایی مانند Dazed and Confused و Boyhood چنین جایگاهی قابل درک است. با این حال، سه‌گانه محبوب و در عین حال کمتر شناخته شده او به نام Before، از بهترین آثار او هستند.

قبل از طلوع آفتاب جایی است که برای اولین بار سلین (جولی دلپی) و جسی (ایتان هاوک)، دو جوان را می‌بینیم که در قطاری در اروپا با هم آشنا می‌شوند. جسی در راه وین است و پروازش به آمریکا صبح روز بعد انجام می‌شود، در حالی که سلین دانشجوی کالج و در حال بازگشت به پاریس است. جسی سلین را متقاعد می‌کند که با او از قطار پیاده شود و هر دو با هم در خیابان‌های وین پرسه می‌زنند تا خورشید طلوع کند.

زیبایی این فیلم در سادگی آن است. داستان فیلم ساده و شخصیت‌ها ساده هستند. بله، سلین و جسی دو فرد متفاوت با طرز فکر و ویژگی‌های متفاوت هستند، اما در واقع، داستان آن‌ها ساده است. این دو یک ارتباط فوری ایجاد می‌کنند و در طول یک شب آن پیوند را بررسی می‌کنند.

آن‌ها در مورد یکدیگر چیزهایی یاد می‌گیرند و از همراهی با هم نهایت استفاده را می‌برند. این دو فقط راه می‌روند و صحبت می‌کنند و تمام شب در مورد یکدیگر اطلاعات کسب می‌کنند. حتی در شرایطی که مطمئن نیستید این دو دوباره همدیگر را خواهند دید یا نه، در کل در تمام طول تماشای فیلم احساس آرامش می‌کنید.

۶- Kiss Kiss Bang Bang (۲۰۰۵)

سه سال قبل از اینکه رابرت داونی جونیور به پدر دنیای سینمایی مارول تبدیل شود، نقش یک دله دزد را بازی کرد که ادای بازیگری را در می‌آورد که برای بازی در فیلم بوس بوس بنگ بنگ به لس آنجلس آورده می‌شود. او خود را در میانه تحقیقات مربوط به یک قتل به همراه دختری که در دبیرستان به او علاقه داشته و کارآگاهی که او را برای نقش آینده‌اش آموزش داده، می‌بیند.

زمان‌بندی کمدی داونی جونیور در این فیلم جنایی رازآلود بی‌نقص است. او طعنه‌آمیز و ساده لوحانه حرف می‌زند و به خوبی مکمل شخصیت کارآگاه با بازی وال کیلمر است. شوخی‌های کل کل‌های این دو در طول فیلم بسیار خنده دار است. هر وقت داونی جونیور حرف خنده داری می‌زند، کیلمر بلافاصله پاسخش را می‌دهد. تضمین می‌کنیم که این فیلم روز شما را بهتر می‌کند.

۵- About Time (۲۰۱۳)

درباره زمان باعث می‌شود احساسات متعددی را پشت سر هم تجربه کنید در شرایطی که شما را به صورت کامل و بی‌نقصی وارد ماجراهای خانواده لیک می‌کند. این فیلم برشی از زندگی واقعی انسانی با یک پیچش داستانی جادویی است که باعث می‌شود طوری به شخصیت‌ها اهمیت دهید، گویی که آن‌ها دوستان واقعی‌تان هستند، به این معنی که بالا (و پایین) هایی که آن‌ها تجربه می‌کنند باعث می‌شود که شما به شکلی واقعی با آن‌ها همزادپنداری و همدلی کنید، گویی شادی آن‌ها شادی خودتان است.

این فیلم داستان جشن ۲۱ سالگی تیم (دامهنال گلیسون) و سال‌ها پس از آن را روایت می‌کند، فیلمی تاثیرگذار که تماماً در مورد زندگی است و بخش زیادی از زندگی شما را نیز به تصویر می‌کشد. پیام این فیلم در مورد چیزهایی که گاهی از کنترل ما خارج هستند و چطور آرامش را در آن‌ها بیابیم و اینکه چگونه مهربان بودن و پیدا کردن لذت در چیزهای ساده روزمره مهم است، مطمئناً باعث می‌شود که در انتهای فیلم احساس خوبی داشته باشید. این فیلم یکی از آن فیلم‌هایی است که اگر اطلاعات کمتری در مورد آن داشته باشید، می‌توانید تجربه تماشای بهتری داشته باشید؛ اما مطمئن باشید که در فهرست فیلم‌های آرامش بخش قرار خواهد گرفت.

۴- When Harry Met Sally (۱۹۸۹)

شاید یکی از بهترین، اگرچه نه بهترین، کمدی‌های رمانتیکی که تولید شده اند، وقتی هری با سالی آشنا شد داستان دو نفر است که به تدریج به دوستان نزدیک هم تبدیل می‌شوند و در نهایت در طول ۱۲ سال عاشق هم می‌شوند. هری بسیار شوخ و آسان گیر است، در حالی که سالی شخصیتی دقیق و منظم دارد.

آن‌ها در واقع تجسم عبارت «اضداد یکدیگر را جذب می‌کنند» هستند. در این فیلم، ما آن‌ها را از زمانی که تازه از دانشگاه شیکاگو فارغ التحصیل شده‌اند تا زمانی که در نهایت متوجه می‌شوند نسبت به یکدیگر احساس دارند، و تمام روابط و شکست‌های دیگر در این بین، دنبال می‌کنیم.

مگ رایان و بیلی کریستال کشش متقابل بالایی دارند و همین موضوع داستان عشق هری و سالی را باورپذیرتر می‌کند. سخنرانی هریسون در جشن سال نو هر کسی را سرحال می‌آورد.

۳- Stardust (۲۰۰۷)

قبل از اینکه او به عنوان وکیل نابینا و آتش به اختیاری فعال علیه جرم و جنایت به نام بی‌باک (Daredevil) باشد، چارلی کاکس نقش معروف تریستان تورن را بازی کرده بود. پسری که همراه پدرش در روستای کوچک انگلیسی وال بزرگ شده است، جایی که یک دیوار روستای آن‌ها را از سرزمین جادو جدا می‌کند.

تریستان به دختری که فکر می‌کند عاشقش است قول می‌دهد که به این قلمرو جادویی وارد شود و یک ستاره سقوط کرده را پیدا کند تا او را به وی هدیه دهد. بدین ترتیب تریستان به سفری فراتر از تخیلی‌ترین رویاهایش می‌رود که در نهایت هویت واقعی او را آشکار می‌سازد.

فیلم Stardust بر اساس رمان سال ۱۹۹۹ نیل گیمن ساخته شده است، فیلمی فوق العاده که احساس خوبی به شما می‌دهد. از عناصر جادویی گرفته تا کشف عشق واقعی و طیف گسترده‌ای از کاراکترهای عجیب و غریب، این فیلم از ابتدا تا پایان بی‌نقصو جذاب است.

میشل فایفر در این فیلم نقش یک جادوگر سالخورده را بازی می‌کند که می‌خواهد این ستاره را بدست بیاورد تا بتواند جوانی خود و خواهرانش را احیا کند. رابرت دنیرو نیز در این فیلم نقش یک دزد پرهیاهو را بازی می‌کند که وانمود می‌کند در مقابل خدمه‌اش مثل میخ محکم است. این فیلم هر چیزی که از یک فیلم فانتزی انتظار می‌رود را دارد؛ جادو، عشق و دوئل. چارلی کاکس و کلر دینس در این فیلم واقعاً دوست داشتنی هستند و چاره‌ای ندارید جز اینکه آن‌ها را در کنار هم دوست داشته باشید.

۲- My Neighbor Totoro (۱۹۸۸)

فیلم‌های کمی وجود دارند که صحنه‌های عجیب و غریب و رویایی را به تصویر بکشند که در انیمه همسایه من توتورو می‌بینیم. این فیلم به راحتی یکی از شناخته شده‌ترین فیلم‌های انیمه تاریخ سینماست و وقتی می‌خواهید در مورد تماشا کردن یا نکردن آن تصمیم بگیرید، شهرتش نتیجه را مشخص می‌کند.

ساتسوکی و می‌به همراه پدرشان به خانه جدیدی نقل مکان می‌کنند، خانه‌ای در فاصله‌ای نه چندان دور از بیمارستانی که مادرشان در آن بستری است. یک شب بارانی که دخترها منتظر اتوبوس پدرشان هستند، توتورو برای اولین بار ظاهر می‌شود و ماجراهای جادویی آن‌ها با هم آغاز می‌شود.

این فیلم برای زمانی عالی است که به دنبال چیزی هستید که کودک درون‌تان بتواند از آن لذت ببرد. سبک انیمیشن‌سازی زیبا، صحنه‌های واقعاً تاثیرگذار و لحظات بامزه، این فیلم را به انتخابی عالی برای خاموش کردن مغز آشفته و ریلکس کردن خود تبدیل کرده است.

۱- Back to the Future (۱۹۸۵)

بازگشت به آینده یکی از نمادین‌ترین فیلم‌هایی است که در دهه ۸۰ میلادی ساخته شد، فیلمی که برای بسیاری، فیلم محبوب ابدی است. این فیلم در نزدیک به ۴۰ سالی که از اکران اولیه‌اش می‌گذرد، به یک پدیده فرهنگ عامه تبدیل شده و دو دنباله، بازی‌های ویدیویی، کالاها و ارجاعات بی‌پایان در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی را به وجود آورده است. همچنین بازگشت به آینده یک فیلم بسیار قابل استناد است که تنها به ارزش سرگرمی آن می‌افزاید. وقتی موسیقی متن فیلم را می‌شنوید، می‌دانید که تا ۱۱۶ دقیقه آینده حال و هوای خوبی خواهید داشت.

بازی در نقش مارتی مک فلای، مایکل جی. فاکس را تبدیل به یک سوپراستار کرد. او از همان ابتدا اولین انتخاب برای این نقش بود اما در آن زمان به دلیل تعهدش به سریال Family Ties در دسترس نبود. همبازی او مردیت بکستر نیز در آن زمان باردار بود، و فاکس مجبور بود به حضور در سریال ادامه دهد.

پس از آن اریک استولتز حدود شش هفته در این فیلم بازی کرد تا اینکه او و کارگردان، رابرت زمکیس به این نتیجه رسیدند که او برای این نقش مناسب نیست. تا آن زمان، بکستر دوباره به طور کامل در دسترس قرار گرفته بود و تهیه کنندگان سریال نیز فاکس را آزاد کردند تا در این فیلم بازی کند.

تلاش برای تصور فیلم‌های بازگشت به آینده بدون مایکل جی. فاکس مثل این است که بخواهید دنیای سینمایی مارول را بدون رابرت داونی جونیور در نقش مرد آهنی تصور کنید. نتیجه مشابه نخواهد بود. بدون هوش و ذکاوت خرخوانانه‌ای که فاکس به شخصیت مارتی مک فلای می‌آورد، این شخصیت جذابیت و کشش کنونی را نداشت.


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند