معرفی فیلم‌های جنگی سینمای ایران + لینک دانلود رایگان

به گزارش ردکارپت فیلم:   در این مطلب به معرفی ۴ فیلم متفاوت جنگی سینمای ایران پرداخته‌ایم.

فیلم سینمایی هیوا (رسول ملاقلی‌پور، ۱۳۷۷)

بازیگران: گلچهره سجادیه، جمشید هاشم‌پور، آتیلا پسیانی، فرهاد قائمیان، آنا نعمتی

خلاصه داستان: هیوا اکبری پس از گذشت پانزده سال از مفقود شدن همسرش حمید در بحبوحه جنگ، تصمیم می گیرد تا از مناطق جنگی و خانه ای که در آن با همسرش زندگی می کرده، بازدید کند. امیر کرمی، که اکنون سفیر ایران در سنگال است و زمانی جزو همراهان حمید در جنگ بوده می خواهد با هیوا ازدواج کند، ولی هیوا به رغم نشانه هایی از شهادت حمید همچنان در پی شوهرش است. او در خانه قدیمی اش به تعدادی نامه متعلق به پانزده سال پیش دسترسی پیدا می کند که خاطرات سال های گذشته او را با حمید زنده می کند. رحیم صابری، مسئول کمیته تفحص و مفقودین، هیوا را مطمئن می سازد که شوهرش شهید شده است ولی به خواهش هیوا همراه با او و نیز کرمی در منطقه جنگی خود را به تونلی می رساند که سال ها پیش حمید در آنجا به شهادت رسیده بود. صحنه های نبرد در داخل تونل در جلوی چشمان هیوا جان می گیرد و او شوهرش را که در حال مرگ است می بیند.

چرا فیلم متفاوتی است؟: ملاقلی‌پور همان‌طور که تبحرش را در این زمینه در فیلم‌هایی چون «سفر به چزابه» نشان داده بود، در «هیوا» هم به‌شکل ماهرانه‌ای میان عینیت و ذهنیت جابه‌جا می‌شود. «هیوا» فیلمی است که در لحظاتی پهلو به پهلوی آثار سوررئال می‌زند و در عین حال تصویر واقع‌گرایانه‌ای از جنگ نشان می‌دهد. همین‌طور «هیوا» فیلم زنانه‌ای است و این امر در فضای عموما مردانه فیلم‌های جنگی (به‌خصوص در دوره‌ای که «هیوا» ساخته شد) امر کمیابی است. در کمتر فیلم جنگی سینمای ایران تا آن سال، درونیات و ابعاد پیچیده شخصیت اصلی زن به‌اندازه «هیوا» مورد توجه قرار گرفته است.

فیلم سینمایی چشم شیشه‌ای (حسین قاسمی جامی، ۱۳۶۹)

بازیگران: علیرضا اسحاقی، سید جواد هاشمی، اصغر نقی‌زاده، محمدرضا آهنج

خلاصه داستان: قاسم، بسیجی تبلیغاتی به خط مقدم جبهه اعزام می شود. او رزمندگان را در وضعیت سختی می بیند و دوست دارد به آن ها کمک کند هرچند که وظیفه او فقط تبلیغات است. یکی از رزمندگان به نام ابوالفضل عضو واحد اطلاعات عملیات با گروهی از بسیجیان برای پشتیبانی، راهی خط مقدم می شود و از صحنه های درگیری رزمندگان با سربازان عراقی عکس می گیرد، اما وقتی ابوالفضل در درگیری شهید می شود، قاسم با دیدن این شرایط دوربین خود را روشن می گذارد و به یاری آن ها می شتابد و بعد از مبارزه ای سخت به شهادت می رسد.

چرا فیلم متفاوتی است؟: اغراق نیست اگر «چشم شیشه‌ای» را یکی از متفاوت‌ترین آثار جنگی سینمای ایران بدانیم. در این فیلم، در کنار نمایش ابعاد هولناک جنگ، لطافتی کمیاب و انسانی وجود دارد. انتخاب یک فیلمبردار به‌عنوان شخصیت اصلی فرصت نمایش رویکردهای مختلفی را به فیلمساز می‌دهد که همگی در دفاع از خاک ایران متحدند. این فیلم را همچنین، به‌شکلی استعاری، می‌توان اثری در مورد چگونگی خلق یک اثر هنری هم دانست.

فیلم سینمایی مهاجر (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۶۸)

بازیگران: علیرضا خاتمی، ابراهیم اصغرزاده، علیرضا حیدری، اصغر نقی‌زاده، غلامرضا علی‌اکبری

خلاصه داستان: هواپیماهای بدون سرنشین مهاجر که از روی زمین کنترل می شود جهت انجام عملیاتی شناسایی در پشت خطوط دشمن به کار گرفته می شوند. بدلیل برد محدود دستگاه کنترل، خلبانان در دو ایستگاه مقابل، رودرروی هم و در خطوط دشمن مستقر می شوند. خلبانی که به خطوط دشمن نفوذ کرده، در حالی که با دشمن درگیر می شود، با مهارت عملیات شناسایی را انجام می دهد و هواپیما را در هوا تحویل خلبان دوم می دهد. در حالی که خود در آخرین لحظات به شهادت می رسد.

چرا فیلم متفاوتی است؟: بعد از «دیده‌بان»، فیلم «مهاجر» دومین فیلم مهم ابراهیم حاتمی‌کیا بود که مسیر سینمای جنگی ایران را عوض کرد. حاتمی‌کیا تصویری روحانی و عرفانی از رزمندگان پیش چشم مخاطب گذاشته است. انگار تمام مصائبی که رزمندگان جنگ ایران و عراق تحمل می‌کردند، در عین حال نوعی سلوک عرفانی برای رسیدن به عالم بالا بود. در دوره‌ای که مدیران سینمایی تمایل به ساخت فیلم‌هایی داشتند که تفاوت میان جنگ ایران و عراق را با دیگر جنگ‌های قرن بیستم برجسته کند، حاتمی‌کیا با «دیده‌بان» و «مهاجر» این راه را به سینماگران نشان داد.

فیلم سینمایی شیدا (کمال تبریزی، ۱۳۷۸)

بازیگران: لیلا حاتمی، پارسا پیروزفر، محمدرضا شریفی‌نیا، کمند امیرسلیمانی

خلاصه داستان: فرهاد که در جنگ مجروح شده و موقتاً بینایی اش را از دست داده، به بیمارستانی صحرایی منتقل شده که در آن پرستاری به نام شیدا از مشاهده ی مقاومت فرهاد در تحمل درد شگفت زده می شود و بتدریج می فهمد که می تواند با تلاوت قرآن، التیام بخش او باشد. مراقبت شیدا از فرهاد به مرور پیوندی عاطفی بین آن ها ایجاد می کند که با مرخص شدن ناگهانی فرهاد از بیمارستان منجر به جدایی شان می شود. فرهاد در جستجو شیدا به جبهه بر می گردد، ولی جنگ تمام می شود و جستجو را دشوار می کند. فرهاد به اصرار پدر و مادرش با دختری پولدار عقد می کند که فکر مهاجرت از ایران را در سر دارد. وقتی که معلوم می شود ترکش سمی که زمانی از سینه فرهاد بیرون آمده برای سلامتی او عوارض وخیم دارد، نامزد فرهاد او را ترک می کند و به خارج از کشور می رود. فرهاد در بیمارستانی که شیدا در آن جا پرستار است بستری می شود ولی شیدا خود را از چشم فرهاد پنهان می کند، اما به اصرار مادر فرهاد یک بار دیگر شیدا با خواندن قرآن و به مدد نیروی عشق موفق می شود زندگی را به فرهاد بازگرداند.

چرا فیلم متفاوتی است؟: رضا مقصودی (فیلمنامه‌نویس) و کمال تبریزی (کارگردان) هوشمندانه دغدغه‌های جنگ را به تب‌وتاب عاشقانه‌های دوره اصلاحات پیوند زده‌اند. در سال‌های قبل، به‌سختی می‌شد به ساخت فیلمی فکر کرد که هم دغدغه‌های میهن‌پرستانه دوران جنگ را در خود داشته باشد و هم به عاشقانه‌ای ناب تبدیل شود. «شیدا» هر دو را در خود دارد؛ روندی که البته در سال‌های بعد نمونه‌های بیشتری را از آن در سینمای ایران دیدیم.


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند