رابرت دووال را با نوعی طبیعتگرایی خشن در بازیاش به یاد میآوریم؛ سبکی از بازیگری که در نسل ستارههای دهه ۱۹۷۰ مثل رابرت دنیرو، داستین هافمن و جین هکمن دیده میشد.
هر چند او شاید هیچگاه بهاندازه برخی از همنسلانش به ستاره بزرگی تبدیل نشد، توانایی غیرقابلانکارش در یکی شدن کامل با شخصیتهایی که بازی میکرد، احترام فراوانی را هم از سوی همکارانش و هم از جانب منتقدان برای او به ارمغان آورد. دووال در مجموع ۷ نامزدی اسکار به دست آورد و برای فیلم «بخششهای محبتآمیز»/ Tender Mercies (بروس برسفورد، ۱۹۸۳) جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد.
اولین نقش بزرگ دووال در سینما، و یکی از بهیادماندنیترین نقشهایش، نقش ترسناک بو رادلی در فیلم «کشتن مرغ مقلد» (۱۹۶۲) در کنار گرگوری پک بود. با این وجود در دهه ۷۰ بود که حرفه دووال به اوج رسید. در سال ۱۹۶۹، او با کارگردان جوانی به نام فرانسیس فورد کاپولا در درام جمعوجور «مردم بارانی» همکاری کرد و سال بعد نقش فرانک برنز را در «مش» (رابرت آلتمن) ایفا کرد. دووال همچنین بازیگر فیلم تجربی «THX 1138» به کارگردانی جرج لوکاس بود. با این وجود فیلمی که همه چیز را تغییر داد، «پدرخوانده» (کاپولا، ۱۹۷۲) بود. او در این فیلم نقش تام هیگن، پسر ناتنی دون ویتو کورلئونه و مشاور صبور و زیرک خانواده کورلئونه را بازی کرد و اولین نامزدی اسکار را به دست آورد. حضور در «پدرخوانده: قسمت دوم»، «مکالمه» و «اینک آخرالزمان» (همگی به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا)، نقش دکتر واتسون در «راه حل هفت درصدی» هربرت راس و نقش یک مدیر تلویزیونی بیرحم در «شبکه» (سیدنی لومت) از دیگر فرازهای کارنامه دووال محسوب میشوند.

بدون دیدگاه